بسمه تعالی
(( واعتصموا بحبل الله ولاتفرقوا )) آل عمران / 103
به مناسبت فرا رسیدن ایام فرخنده ومبارک میلاد پیامبر رحمت حضرت محمد ( ص) وهفته وحدت وعرض تبریک این ایام این نوشته را تقدیم میدارم.
از صدراسلام واز زمانی که نور اسلام ومبارزه با طاغوت شروع به تابیدن کرد ، دشمنان این راه روشن وانسان ساز در صدد از بین بردن آن برآمدند.هرروز روشهای مختلفی را به این منظور به کار بستند ولی خداوند اراده کرده است تا نورش کامل شودوهمه جارا در بربگیرد.
طاغوتهای امروز نیز برای از بین بردن نور اسلام ویا برای جلوگیری از سرعت پیشرفت آن از هرراهی استفاده میکنند.
یکی ازروشهای بسیار خطرناک شیاطین ، تفرقه افکنی می باشد.
1-تفرقه افکنی بین کشورهای اسلامی : هر از گاهی از رسانه ها میشنویم که از مسئولان بلند پایه شیطان بزرگ به کشورهای خاورمیانه سفر میکنند وکشورهای مسلمان را از خطر بزرگی به نام ایران می هراسانند. با عناوین مختلفی از جمله دستیابی ایران به بمب هسته ای واینکه ایران به دنبال حکومت برمنطقه است وغیره.
2- ایجادفرقه : حمایت کردن فرقه های منتصب به اسلام وبا اهداف شیطانی مثل وهابیت وبهائیت وعرفانهای کاذب.
3- تجزیه طلبی : امروزه چندین شبکه ماهواره ای فارسی زبان به دنبال تجزیه ایران به قسمتهای مختلف ترک ، عرب ، بلوچ و غیره میباشد. به عنوان مثال اینکه منطقه آذربایجان از ایران جدا شده وبا کشور آذربایجان بپیوندد .
4 – متصف کردن هریک از قبایل ایران به صفتی وساختن لطیفه ای مزخرف وپوچ ونسبت دادن انها به این اقوام توطئه دیگری است که برای کاشتن تخم کینه در قلوب پاک ایرانیان مورد استفاده قرار میگیرد.
5- ناکارامد نشان دادن نظام اسلامی : به لطف خدا وتحت عنایات حضرت ولی عصر (عج)در نظام اسلامی هرروز شاهد پیشرفتها در عرصه های مختلف علمی ( نانو- هسته ای- سلولهای بنیادین-جراحی وپیوند اعضاء- ماهواره) ، اقتصادی ، بین المللی ، نظامی وغیره هستیم. این امر باعث شده تا کشورهای دیگر هم ایران اسلامی را به عنوان الگو برا ی خود انتخاب کنند.به عنوان مثال حرکتهایی که در کشورهای منطقه رخ داده وندای اسلام خواهی وتشکیل حکومت مردمی شنیده میشود به برکت انقلاب ونظام اسلامی والگو گیری از ان است.
دشمن برای جلوگیری از این حرکت از هر ابزاری استفاده میکند.هرروز تحریمها را برعلیه کشور ما زیادمیکند . تمام سعی خود را بکار می بندد تا ایران را منزوی کند. جریانهای ضد دین را در داخل کشور برنامه ریزی وراه اندازی میکند .وهزاران توطئه دیگر که در این مختصر قابل ذکر نیست.
اولین کاری که ما باید در مقابل این همه توطئه ونیرنگ انجام دهیم حفظ وحدت ویکپارچگی در بین امت اسلام است، همان چیزی که دشمنان اسلام از آن هراسانند.پروردگارعالم نیزدر نسخه انسان ساز وجهانی قرآن میفرماید: همگی به ریسمان الهی ( اسلام وقرآن وهرچیزی که موجب وحدت است ) چنگ زنید واز تفرقه بپرهیزید.اگرامروزه همه مسلمانها حول محور پیامبر وقران جمع شوند دیگر شیاطین واستکبارنخواهند توانست چنگالهای خونین خودرا برممالک اسلامی دراز کند.
بسمه تعالی
چند روز پیش داشتم یه فیلم جدیدایرانی با نام دوراهی رو میدیدم.فیلمی که در ژانر اجتماعی تولید شده . فیلم خانواده شهیدی را به تصویر کشیده است که در اطرافیان خود تاثیرمثبتی دارد.من نمی خوام از جوانب مختلف این فیلم صحبت کنم .چیزی که موضوع این پست من شد این بود که در صخنه های پایانی فرزند شهید به دوست خود که یه جوان تقریبا بی بند بار هستش ، توصیه ای می کند ، توجه کنید (( به تعداد افراد دنیا راه است برای رسیدن به خدا ))
این جمله توجه منو به خودش جلب کرد ومنو به فکرواداشت.خود بخود ذهن من به طرف مفهومی کشیده میشه که از اون به عنوان ( پلورالیسم دینی ) یاد میکنن. به عبارت دیگه تکثر گرایی دینی . معنی پلورالیزم فرهنگی اینکه به حق دانستن فرهنگ های متفاوت ومتضاد.یعنی اینکه اگرشخصی خداپرست است خوبه واگربت پرست هست بازم خوبه ، شیطان پرست هست باید توهم به اون احترام بذاری ، همجنس بازه بازم مشکلی نیست وهرمسلک دیگه.اما درجمله بالا مورد صحبتش راه های رسیدن به خدارو میگه.یعنی هرکسی می تونه راهی رو به دلخواه خودش انتخاب کنه وبگه من از این راه به خدا می رسم وهمه هم باید به انتخاب او احترام بذارن وقبولش کنن .حالا خداهم این راه رو تایید میکنه یا نه برای چنین تفکری مهم نیست.در نگاه اول این جمله خیلی زیبا نشون می ده ولی وقتی به متون دینی وقرآن رجوع می کنیم واز خود خدا می پرسیم که راه رسیدن به شما چیه ؟ خداوند میفرماید :( ان الدین عندالله الاسلام ) یعنی دینی ( برنامه وراهی ) که مورد قبول خداست در زمان بعد از حضرت محمد (ص) ، اسلام است.
در هر نماز که با خدا صحبت میکنیم از خداوند می خواهیم که ما را به راه راست هدایت کند .تا انجایی که من میدانم راه های مستقیم ذکرنشده است .قرار این نبود که هرکس خدایی در ذهن خود بپروراند وبرای رسیدن به آن خودش راهی را انتخاب کند .
راه رسیدن به خدا وراه مطلوب را باید ازخود خدا پرسید .چرا که بهترین راه را هیچ کس به غیر از خدا نمیتواند معرفی کند.
برای اینکه به نتیجه خوبی برسیم شما هم نظرتون رو بگین تانقاط کور بحث روشن بشه.
بسم
تعالی
از خیلی
وقتها پیش برام سوال شده بود که دینی که از طرف خداوند برای هدایت بشریت امده بود
( منظورم اسلامه نه ادیان دیگه )با وضع زندگی وتمدن ان زمان چطور همان برنامه ها برای جامعه بشری امروزی با این
همه پیشرفت وگستردگی می تونه جوابگو باشه؟ ویا اگه بخوام این سوال روعلمی ترش
کنم بایدبگم که دینی که ثابت وتغییر نا
پذیره چگونه با جهانی که هر لحظه در حال تغییر هستش سازگاری داره؟ مثل این می مونه
که یه پیرهن برای یه بچه دوساله خریدی ومیگی تا اخرعمرت باید اینو بپوشی. بچه
بزرگتر میشه وتغییر میکنه ولی پیرهن همون شکل واندازه رو داره.به نظرم اومد که دین
هم چنین صورتی پیدا میکنه.برای اینکه به این سوال جوابی پیدا کنم به سراغ اثار
شهید مطهری (ره) میرم تا ایشون یه کمکی کنن وپرده از روی این ابهام بردارند.
شهید
مطهری درکتاب اسلام ومقتضیات زمان می
فرماید: دراین بحث مغالطه ای بکار رفته است از این جهت که فرض شده خاصیت زمان این
است که همه چیز را کهنه میکند حتی حقایق جهان را هم فرسوده وکهنه میکند.
حال انکه
، انچه که در زمان کهنه ونو می شود ، ماده وترکیبات مادی است.هیچگاه حقایق دنیا با
مرور زمان کهنه نمی شوند. ساختمان ، گیاه ،حیوان محکوم به کهنگی وزوال هستند چون
ماده هستند، اما حقایق جهان تغییر ناپذیرند.مثالی برای روشن شدن بحث بیاورم :
2*2=4 حال اگر هزاران سال هم بگزرد همان است وکم وزیاد نمی شود .انسان باید به
همنوعش خدمت کند چه الان وچه هزار سال بعد. ویا اینکه هر علتی معلولی هم دارد.و
انسان باید به پدرومادرش نیکی کند همیشگی است .
احکام
اسلامی ودستورات قران از این دسته اند .
فقط مصادیق احکام جدید شده اند مثلا قبلا
با اسب مسافرت می کردند ولی الان با ماشین مسافرت می کنند .طی مسیر وحرکت کردن
همان است ولی وسیله ان فرق کرده است .احکام خریدو فروش مثلا در قدیم بر الاغ
موضوعیت داشت وامروز بر ماشین .ولی قاعده
همان است.
پس نتیجه این می شود که دین چون یک امر مادی نیست لذا کهنه نمی شود ومرور زمان بر ان اثر ندارد وچون قاعده واندیشه درستی است (چون از طرف خداوند نازل شده) برای همیشه جاویدان است.