بسمه تعالی

وقتی با دوستام درمورد برخی مسایل اعتقادی ومذهبی بحث میکنیم مهمترین دلیل برای اثبات گفته هام آیات قرآن هستش. ولی بعضی از دوستان میگن : شاید قرآن تحریف شده باشه واین آیه بعدا اضافه شده باشه؟ من فکر میکنم این سوال ، سوال خیلی از هم سن وسالهای ما باشه.لذا چند تا دلیل رو که به ذهنم رسید براتون مینوسیم :

1-این دلیلهایی که ذکرمیشه با اعتقاد به این هستش که ما خدا وپیامبر(ص) وامامان (ع) را قبول داریم .(اگر کسی در این موارد اشکال داشته باشه باید بحث رو با اثبات آنها شروع کرد.)

2- وقتی از پیامبر(ص)وامامان (ع) در مورد برخی از احکام سوال میشه ، ایشان با تلاوت آیه مورد نظر وارجاع دادن به قرآن جواب آن سوال رو می دادن .این به آن معنی است که قرآن تا ابد دلیل محکمی برای خارج شدن از تحیر ورسیدن به جواب سوالات هستش واگر احتمال تحریف قرآن بود خود امام جواب سوالات را به طور کامل میداد وارجاع به آیات قرآن نمی داد.

چرا که خود امام هم می دانست که کلام ایشان به عنوان سند ودلیل بر عقاید ما خواهد بود ویکی از مهمترین دلایل وجودی امام جواب دادن به شبهات مردم وتفسیر وتبیین قرآن کریم ودعوت به صراط مستقیم است.

3- از صدر اسلام وقتی آیه ای نازل میشد کسانی بودند که در همان لحظات اول آیات را از پیامبر می شنیدند وآنرا حفظ میکردند واین مسئله تا زمان ما ادامه دارد واگر آیه ای تحریف می شد ویا کم وزیاد میشد حتما حافظان وحی به آن اشاره می کردند.

4- در موزه های کتابت( محل نگه داری کتب خطی وقدیمی ) برخی از قرآنهای قدیمی وحتی منسوب به خود ائمه وجود دارد که با مقایسه این کتب خطی با قران های فعلی تفاوتی در آنها دیده نمی شود.

5- خداوند در قرآن میفرماید : (انا نحن نزلنا الذکروانا له لحافظون) سوره حجر/ آیه 9

ترجمه ( ما قرآن را نازل کردیم وما بطور قطع نگهدار آنیم )

خداوند ، خود در این ایه ضامن سلامت قرآن از تحریفها میشود .

البته دلیلهای دیگری نیز برعدم تحریف شدن قرآن وجود دارد که من تعدادی از آنرا ذکر کردم.

اگر دلیل دیگری به نظر شما رسید در قسمت نظرات ذکر کنید.





طبقه بندی: شبهات،  اعتقادی، 
برچسب ها: تحریف، قرآن، کتب خطی، حافظان وحی،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در پنجشنبه 25 فروردین 1390 توسط جمال

بسمه تعالی

حدود یه ماه پیش دربی بی سی فارسی بحثی پیرامون آزادی مطرح کرده بودند ودر موردش صحبت می کردند.نکته ای که برآن تاکید داشتند این بود که در اسلام آزادی بیان وجود ندارد ویااینکه هرکس میتواند ازطریق آزادی بیان حتی از خدا هم انتقاد کند.

موردی که به صورت مشخص از اون نامبرده شد جریان سلمان رشدی وکتاب آیات شیطانی بود که اقای عبدی بر این نکته تاکید داشت که چرا باید چنین شخصی را مرتد دانست وحکم اعدام برایش تعیین کرد؟ چرا در مقابل افکارغلط او بصورت فرهنگی کارنشود مثلا کتاب نوشته شود ویا سخنرانی شود؟وچندین سوال مشابه دیگر که در ظاهر بسیار شیرین وجذاب وعوام فریب می باشد .

باید توجه داشت که حرکت فرهنگی وجوابگویی منطقی به شبهات راهی است که خود اسلام برآن تاکید دارد و کسانی را که در مقابل ایات الهی قرار میگیرند را دعوت به اوردن دلیل وبرهان میکند که از راه منطقی وعقلی با انان بحث کندوسیره خود پیامبر واهل بیت ایشان برهمین منوال بود.

 پروردگار عالم در قرآن میفرماید : ( بی تردید کسانی که پس از روشن شدن هدایت برای آنان – به همان عقاید باطل وکردار ناپسند – برگشتند – ودست از پیامبر وقرآن برداشتند – شیطان زشتی هایشان را در نظرشان آراست وآنان را در آرزوهای دور ودراز انداخت ) سوره محمد / آیه 25

کسی که بعد از مسلمان شدنش از اسلام رویگردان شود به عنوان مرتد خوانده می شود ومحرز شدن ارتدادش واینکه چه کسی حق دارد حکم ارتداد دهد وحکمش را جاری کند جای بحث است.

افرادی مرتد محسوب می شوند که با ( آگاهی کامل) اسلام آورده باشند وبه هنگام ترک اسلام نیز با آگاهی کامل وبدون داشتن شبهه ، تردید وسوال علمی ، از اسلام روی گردانند. براین اساس فردی که به صرف پیش آمدن سوال وشبهه وبدون تحقیق کامل وآگاهی لازم به اسلام پشت میکند ، این فرد در واقع مرتد نیست وشرایط لازم برای ارتداد را واجد نمی باشد.

پس اولا هرکسی به محض اعلان وابراز ترک اسلام مرتد خوانده نمی شود وثانیا باید گفت که مرجع تشخیص مرتدبودن یا نبودن چنین فردی ، حاکم شرع (مجتهد جامع الشرایط یانماینده منصوب ازجانب او) ویا محکمه قضایی صلاحیت دار است.

ثالثا حاکم شرع یا محکمه صلاحیت دار، دووظیفه دارد :

1-در مرحله نخست ، تشخیص شبهه علمی یا لجاجت عملی وقضاوت در این مورد.

2- در مرحله بعدی ودر صورتی که مشکل علمی نداشتن فرد مورد نظر اطمینان یافت واورا مصرّ بر لجاجت ومخالفت عملی با نظام فرهنگی موجود در جامعه اسلامی دید ، حکم ارتداد را در مورد او به اجرا در می آورد.

از اینرو چون سلمان رشدی خود را مسلمان می نامید وخود را در ردیف اشخاص روشنفکرمی دانست ( نه عوام وبی سواد ) وهمچنین پس از قبول اسلام این مزخرفات را نوشته وبه خدا وپیامبر نسبت داده بود حکم ارتداد در موردش داده شد .

*بنده به خاطر رعایت اختصار مطلب را به صورت مشروح ذکر نکردم لذا اگر برای دوستان سوالی پیش آمد در قسمت نظرت مطرح نمایید تا در اولین فرصت جواب داده شود.

 





طبقه بندی: اعتقادی،  علمی،  شبهات، 
برچسب ها: مرتد، سلمان رشدی، بی بی سی، ارتداد،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در پنجشنبه 12 اسفند 1389 توسط جمال
آقا جمال

من هیچ برهانی برای خدایی بودن قرآن پیدا نکردم


تنها چیزی که دستم بود معجزات ریاضیش بود که اونم با آشنایی با علم جفر...


یا مسائل علمی که حتی از کتاب حافظ و همه ی کتاب های تخیلی میشه به استعاره چنین معجزاتی رو کشف کرد


یا امی بودن پیامبر که از نظر من دلیل مسخره ایه


چون سواد داشتن دلیل نبوغ نیست و ممکن بود پیامبر نابغه ی زمان خودش باشه


و اینکه حتی الانم این کتاب قابل استفاده ست کتاب ابن سینا اختراعات ادیسون همه و همه اونم با این پیشرفت فوق العاده ی علم ...


یا شباهت عجیب خیلی از مسائل مطرح شده در قرآن به خیلی از ادیان بومی و جنگلی


میدونین حس میکنم کتاب ها همه شون برگرفته از گمانه زنی های آدم های مختلفه و ازونجایی که خدا این قضیه رو در کنترل داره انگار که فکر ما آدمها و تخیلاتمون فقط تا همین اندازه میتونه در مورد آینده مون کار میکنه


و خیلی ناراحت میشم وقتی مسلمونا انقد راحت از جانب خدا حرف میزنن و تمام رفتارهای خدارو در موارد مختلف پیش بینی میکنن


انگار که خدا یه موجود کشف شده از همه ی زوایاست


حس میکنم مسلبمونا خدا رو خیلی حقیر کردن


من به جبر پناه آوردم


ازتون خواهش میکنم اگر به عنوان یه مسلمون به تبلیغ دینتون اعتقاد دارین کمکم کنین


من روی عقاید کوچکترین تعصبی ندارم


و تنها دلیل پافشاریم اینه که بالاخره ازین همه مباحثه از دهن طرف مقابلم یه دلیل قانع کننده بشنوم


امیدوام "مهر قلب زنگار گرفته و کافری که مهر نادانی بر گوش و چشمهایش زده اند" رو بهم نزنین




منتظر جوابتون میمونم


جواب نامه در ادامه مطلب

ادامه مطلب



طبقه بندی: اعتقادی،  علمی،  شبهات، 
برچسب ها: قرآن، دین، جبر،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در جمعه 6 اسفند 1389 توسط جمال

بسمه تعالی

چند روز پیش داشتم یه فیلم جدیدایرانی با نام دوراهی رو میدیدم.فیلمی که در ژانر اجتماعی تولید شده . فیلم خانواده شهیدی را به تصویر کشیده است که در اطرافیان خود تاثیرمثبتی دارد.من نمی خوام از جوانب مختلف این فیلم صحبت کنم .چیزی که موضوع این پست من شد این بود که در صخنه های پایانی فرزند شهید به دوست خود که یه جوان تقریبا بی بند بار هستش ، توصیه ای می کند ، توجه کنید (( به تعداد افراد دنیا راه است برای رسیدن به خدا ))

این جمله توجه منو به خودش جلب کرد ومنو به فکرواداشت.خود بخود ذهن من به طرف مفهومی کشیده میشه که از اون به عنوان ( پلورالیسم دینی ) یاد میکنن. به عبارت دیگه تکثر گرایی دینی . معنی پلورالیزم فرهنگی اینکه به حق دانستن فرهنگ های متفاوت ومتضاد.یعنی اینکه اگرشخصی خداپرست است خوبه واگربت پرست هست بازم خوبه ، شیطان پرست هست باید توهم به اون احترام بذاری ، همجنس بازه بازم مشکلی نیست وهرمسلک دیگه.اما درجمله بالا مورد صحبتش راه های رسیدن به خدارو میگه.یعنی هرکسی می تونه راهی رو به دلخواه خودش انتخاب کنه وبگه من از این راه به خدا می رسم وهمه هم باید به انتخاب او احترام بذارن وقبولش کنن .حالا خداهم این راه رو تایید میکنه یا نه برای چنین تفکری مهم نیست.در نگاه اول این جمله خیلی زیبا نشون می ده ولی وقتی به متون دینی وقرآن رجوع می کنیم واز خود خدا می پرسیم که راه رسیدن به شما چیه ؟ خداوند میفرماید :( ان الدین عندالله الاسلام ) یعنی دینی ( برنامه وراهی ) که مورد قبول خداست در زمان بعد از حضرت محمد (ص) ، اسلام  است.

در هر نماز که با خدا صحبت میکنیم از خداوند می خواهیم که ما را به راه راست هدایت کند .تا انجایی که من میدانم راه های مستقیم ذکرنشده است .قرار این نبود که هرکس خدایی در ذهن خود بپروراند وبرای رسیدن به آن خودش راهی را انتخاب کند .

راه رسیدن به خدا وراه مطلوب را باید ازخود خدا پرسید .چرا که بهترین راه را هیچ کس به غیر از خدا نمیتواند معرفی کند.

برای اینکه به نتیجه خوبی برسیم شما هم نظرتون رو بگین تانقاط کور بحث روشن بشه.





طبقه بندی: اعتقادی،  شبهات، 
برچسب ها: پلورالیزم، تکثرگرایی، اسلام،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در چهارشنبه 22 دی 1389 توسط جمال

بسمه تعالی

سلام دوستان .امروز هم به برکت این روزها که دهه کرامت نامیده شده بود میخوام به سوالی که ازطرف یکی از دوستان مطرح شده بود جواب مجملی داده بشه.

سوال اینه که آیا ما می تونیم از غیر خدا کمک بخواهیم؟ آیا این نوعی شرک وکفر نیست؟ البته منظور ایشون درمورد کمک خواستن وطلب شفاعت ومتوسل شدن به اهلبیت (ع) بود.

جواب: استعانت وکمک خواهی از غیر خدا به قید این که این فرد(کسی که ما از او کمک خواسته ایم)، در کمک رسانی خود، از قدرت ونیروی خدادادی بهره گرفته وانسان را یاری میکند ، چنین کمک خواهی نه تنها مایه شرک نیست ، بلکه عین توحید است ، زیرا جهان آفرینش جهان اسباب ومسببات است ، وفیض الهی ، طبق خواست خدا از راه اسباب خاصی به انسان برسد، وسبب در کار خود ، استقلال ندارد وبه امر الهی کار خود راانجام می دهد.

به عنوان مثال : حضرت عزرائیل جان انسانها رامی گیرد ومامورومسئول این کاراست.خداوند خود میتواند جان انسان را بگیرد ولی این مسئولیت را به فرشته ای به نام عزرائیل داده است واگرعزرائیل هم این کار را می کند از خود قدرتی ندارد بلکه این قدرت ازسوی خداست.

اگرما از پیامبر (ص) واهلبیت مطهرش کمک خواهی میکنیم به این صورت نیست که پیامبر قدرتی مستقل از خداوند است بلکه با این تفکر از پیامبر کمک می خواهیم که ایشان شخصیت بسیار بزرگی هستند که پیش خداوند جایگاه بسیار رفیعی دارند ، لذا خداوند مقامی را به ایشان داده که به کسانی که از ایشان کمک می خواهند، یاری کنند.

البته این نوشته خیلی کوتاه ومختصر است ، لذا سوالهای بسیاری در ذهن شما بوجود خواهد آورد .از همه دوستان تقاضا دارم که سوالهای خود را در قسمت نظرات مطرح کنند تا به ترتیب به آنها پرداخته شود.





طبقه بندی: شبهات،  اعتقادی،  علمی، 
برچسب ها: کمک، خدا، پیامبر، اهلبیت، عزراییل،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در جمعه 30 مهر 1389 توسط جمال
  • تعداد کل صفحات : 3  صفحات :
  • 1  
  • 2  
  • 3