بسمه تعالی

چند روز پیش داشتم یه فیلم جدیدایرانی با نام دوراهی رو میدیدم.فیلمی که در ژانر اجتماعی تولید شده . فیلم خانواده شهیدی را به تصویر کشیده است که در اطرافیان خود تاثیرمثبتی دارد.من نمی خوام از جوانب مختلف این فیلم صحبت کنم .چیزی که موضوع این پست من شد این بود که در صخنه های پایانی فرزند شهید به دوست خود که یه جوان تقریبا بی بند بار هستش ، توصیه ای می کند ، توجه کنید (( به تعداد افراد دنیا راه است برای رسیدن به خدا ))

این جمله توجه منو به خودش جلب کرد ومنو به فکرواداشت.خود بخود ذهن من به طرف مفهومی کشیده میشه که از اون به عنوان ( پلورالیسم دینی ) یاد میکنن. به عبارت دیگه تکثر گرایی دینی . معنی پلورالیزم فرهنگی اینکه به حق دانستن فرهنگ های متفاوت ومتضاد.یعنی اینکه اگرشخصی خداپرست است خوبه واگربت پرست هست بازم خوبه ، شیطان پرست هست باید توهم به اون احترام بذاری ، همجنس بازه بازم مشکلی نیست وهرمسلک دیگه.اما درجمله بالا مورد صحبتش راه های رسیدن به خدارو میگه.یعنی هرکسی می تونه راهی رو به دلخواه خودش انتخاب کنه وبگه من از این راه به خدا می رسم وهمه هم باید به انتخاب او احترام بذارن وقبولش کنن .حالا خداهم این راه رو تایید میکنه یا نه برای چنین تفکری مهم نیست.در نگاه اول این جمله خیلی زیبا نشون می ده ولی وقتی به متون دینی وقرآن رجوع می کنیم واز خود خدا می پرسیم که راه رسیدن به شما چیه ؟ خداوند میفرماید :( ان الدین عندالله الاسلام ) یعنی دینی ( برنامه وراهی ) که مورد قبول خداست در زمان بعد از حضرت محمد (ص) ، اسلام  است.

در هر نماز که با خدا صحبت میکنیم از خداوند می خواهیم که ما را به راه راست هدایت کند .تا انجایی که من میدانم راه های مستقیم ذکرنشده است .قرار این نبود که هرکس خدایی در ذهن خود بپروراند وبرای رسیدن به آن خودش راهی را انتخاب کند .

راه رسیدن به خدا وراه مطلوب را باید ازخود خدا پرسید .چرا که بهترین راه را هیچ کس به غیر از خدا نمیتواند معرفی کند.

برای اینکه به نتیجه خوبی برسیم شما هم نظرتون رو بگین تانقاط کور بحث روشن بشه.





طبقه بندی: اعتقادی،  شبهات، 
برچسب ها: پلورالیزم، تکثرگرایی، اسلام،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در چهارشنبه 22 دی 1389 توسط جمال

بسمه تعالی

امام حسین(ع) بیش از آب تشنه لبیک بود ، افسوس که بجای افکارش زخم های تنش را نشانمان دادندوبزرگترین دردش را بی آبی نامیدند.  (دکتر شریعتی )

وقتی به این جمله می اندیشم واقعا افسوس می خورم که چقدر از افکارواندیشه وراه سرخ عقلانیت امام حسین (ع) دور شده ایم.

کسی که برای نجات عقل واحیای آن قدم در میدان مبارزه نهاد. در آنروزی که عقل مردم در شکمشان بود .

وقتی می خواست به طرف مکه حرکت کند فرمود : ( من از مدینه بخاطر اصلاح امت جدم خارج می شوم) یعنی مردمی که اسم مسلمانی را یدک می کشند ولی از محتوای اسلام فرسنگ ها فاصله گرفته اند را به راه اصلی اسلام وخدا محوری برگرداند ودر این راه عشق با همراهانش پرواز کردند.

اگرماشیعه اوییم چرا از زندان تن خارج نمیشویم ؟چرا از اصلاح خود وخانواده خود میترسیم ؟ چرا نسبت به اطرافیان خود بی تفاوت هستیم ؟ چرا پای منبرهای عقل واندیشه خلوتند ولی دسته های خیابانی عزاداری شلوغ ؟ چرا اشعار (برخی ) مداحان بی محتوا وتحریف شده این قدر طرفدار دارد ولی کلمه امر به معروف ونهی از منکر کلمه ای سطح پایین وعوامانه محسوب می شود ؟ چرا امام حسین (ع) بعد از عاشورا دوباره غریب می شود ؟

من منتظر شنیدن نظارات وجوابهای شما برای سوالهای مطرح شده هستم.





طبقه بندی: اجتماعی،  اخلاقی، 
برچسب ها: امام حسین، شیعه، عزاداری،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در چهارشنبه 1 دی 1389 توسط جمال