آقا جمال

من هیچ برهانی برای خدایی بودن قرآن پیدا نکردم


تنها چیزی که دستم بود معجزات ریاضیش بود که اونم با آشنایی با علم جفر...


یا مسائل علمی که حتی از کتاب حافظ و همه ی کتاب های تخیلی میشه به استعاره چنین معجزاتی رو کشف کرد


یا امی بودن پیامبر که از نظر من دلیل مسخره ایه


چون سواد داشتن دلیل نبوغ نیست و ممکن بود پیامبر نابغه ی زمان خودش باشه


و اینکه حتی الانم این کتاب قابل استفاده ست کتاب ابن سینا اختراعات ادیسون همه و همه اونم با این پیشرفت فوق العاده ی علم ...


یا شباهت عجیب خیلی از مسائل مطرح شده در قرآن به خیلی از ادیان بومی و جنگلی


میدونین حس میکنم کتاب ها همه شون برگرفته از گمانه زنی های آدم های مختلفه و ازونجایی که خدا این قضیه رو در کنترل داره انگار که فکر ما آدمها و تخیلاتمون فقط تا همین اندازه میتونه در مورد آینده مون کار میکنه


و خیلی ناراحت میشم وقتی مسلمونا انقد راحت از جانب خدا حرف میزنن و تمام رفتارهای خدارو در موارد مختلف پیش بینی میکنن


انگار که خدا یه موجود کشف شده از همه ی زوایاست


حس میکنم مسلبمونا خدا رو خیلی حقیر کردن


من به جبر پناه آوردم


ازتون خواهش میکنم اگر به عنوان یه مسلمون به تبلیغ دینتون اعتقاد دارین کمکم کنین


من روی عقاید کوچکترین تعصبی ندارم


و تنها دلیل پافشاریم اینه که بالاخره ازین همه مباحثه از دهن طرف مقابلم یه دلیل قانع کننده بشنوم


امیدوام "مهر قلب زنگار گرفته و کافری که مهر نادانی بر گوش و چشمهایش زده اند" رو بهم نزنین




منتظر جوابتون میمونم


جواب نامه در ادامه مطلب
با سلام .از اینکه در دادن جواب به سوالات مهم شما تاخیر افتاد معذرت می خوام .به علت مشغله ای که داشتم نتونستم پیامتون رو بخونم.تصمیم خوبی گرفتین .بحث رو به صورت ریشه ای واصولی جلو می بریم.از متنی که نوشتین مشخصه که خدا رو قبول دارین البته جسارت نباشه من میخوام هر جا که گرهی هستش اونو باز کنم لذا اینطوری شروع میکنم. پس در وجود خدا بحثی نیست.چرا که همه مردمان از اول خلقت نیاز به پرستش رو در خود احساس کردند وپیامبران برای اینکه این پرستش رو در راه اصلی خود قرار بدن اومدن.وبه مردم یاد دادن که وجودی که لایق پرستش است خدای جهانیان است.(پس همه خدا رو قبول دارن ولی در مصادیقش به اشتباه می افتند ) اما درمورد پیامبر: انسان برای زندگی کردن به قانون نیاز داره. چرا که علایق انسانها در بسیاری از موارد با هم کنتاخت داره .مثل حس کمال طلبی واینکه همه دوست دارن جلوتر از همه باشن. مثل اینکه به یه چهار راه رسیدیم همه می خوان زود تر از بقیه حرکت کنن. لذا باید قاونی باشه که همه از اون تبعیت کنیم تا مشکلی پیش نیاد .بالاخره انسان موجودی است اجتماعی وباید جوری باشه که در این اجتماع هرج ومرج نباشه. پس تا اینجا قبول کردیم که برای زندگی انسان حتما باید قانون باشه تا راحتتر زندگی کنن ودنیایی با نشاط وصلح و صفا داشته باشن. حالا سوال اینه که این قانون رو باید چه کسی بنویسه. ما اعتقاد داریم که خداوند حکیمه وهیچ کاری رو بدون حکمت انجام نمی ده وافریدن انسان برای اینکه مدتی در این دنیا زندگی کنه وبعد از مرگ هم تموم بشه هیچ فایده ای نداره واز حکیم قادر متعالی که انسان رو افریده چنین چیزی بعیده. لذا طبق حکم عقل وعقاید الهی ، انسان پس از مرگ از این دنیا به دنیای جدیدی میره وزندگی ادامه داره .برای اینکه ما بتونیم تا اخر ودر دنیای دیگه ودر اخرت هم به سعادت برسیم باید این قانون از طرف کسی باشه که از عوالم دیگه نیز خبر داشته باشه و وجودی جز خدای یکتا چنین شرایطی رو نداره چرا که اگر انسان معمولی این قانون رو بنویسه علاوه بر اینکه فقط برای اسایش این دنیادر نظر می گیره ، در بسیاری از موارد طبق علایق خودش قانون رو پایه ریزی میکنه مثل  بوش پدر که نظم نوین جهانی رو پایه ریزی کرده که ثمره ای جز جنگ وخونریزی واستعمار نداره.      پس قانون باید از طرف خدا باشه تا انسان رو علاوه براین دنیا در جهان آخرت نیز به سعادت برسونه . حالا خداوند این قاون رو( به اصطلاح خودمونی) نوشته باید کسی در بین مردم باشه که این قانون رو اجرا کنه وبه صورت صحیح اونو تفسیر کنه ودر صورت بروز مشکلی مردم به این شخص رجوع کنن. به این فرد پیامبر گفته می شود که حامل پیامهای اللهی است. شرایط پیامبر : کسی که این مسئولیت رو بر عهده داره باید دارای چند شرط مهم باشند: 1-اینکه از نظر اجتماعی به نحوی باشه که در  نظر مردم واجتماع شخص گناه الود وفاسق وغیر مطمئن نباشه .در مورد حضرت محمد (ص) می دانیم که قبل از نبوتشان به ایشان لقب امین داده بودند ودر بین مردم به فردی باهوش ومتفکر وامین معروف بود. حتی مال التجاره خود را به ایشان می سپردند  چرا که هم امین بود وهم سود خوبی می اورد. 2- پیامبران قبلی در مورد ایشان خبر داده باشند . اگر انجیل ویا تورات را مطالعه کرده باشین ویا از اهل فن پرسیده باشین خبرهای امده در انجیل برنابا ویا تورات در مورد حضرت محمد ( ص) بیانگر همین مورد است. 3- داشتن معجزه ای که مردم از اوردن ان معجزه قاصرند. هر زمانی شرایط خودش رو داره ومعجزه هر زمان متناسب باشرایط ان زمان هستش . در زمان حضرت موسی (ع) علم سحر وجادوگری پیش رفت عجیبی داشت ومعجزه حضرت موسی سحر جادوگران را باطل کرد (عصا بصور ماری بزرگ در امد ومارهای جادوگران را بلعید) در زمان حضرت عیسی علم طب وپزشکی پیشرفت عجیبی داشت .حضرت عیسی کاری میکرد که همه پزشکان مبهوت میشدند.( مردگان را به اذن خدا زنده میکرد . کور مادر زاد را شفا میداد. از گل پرنده ساخته ودر ان می دمید که بصورت کبوتر زنده درامده و پرواز می کرد.) در زمان حضرت محمد (ص) علم ادبیات پیشرفت کرده بود بطوری که مسابقات شعر خوانی برگزار میشد ودر فصاحت وبلاغت با هم در رقابت بودند. وقتی قرآن به عنوان معجزه پیامبر نازل شد فصاحت وبلاغت قرآن همه را به تعجب واداشت.ادباء عرب از اوردن شبیه آن عاجز ماندند والان هم همینطور است. در چند جای قرآن خداوند مردم را به اوردن سوره ای مثل سوره قران دعوت کرده .پس از آن به اوردن 10 آیه وبعد به اوردن یک ایه مثل ایه قران دعوت کرده ولی تابه حال کسی نتوانسته ایه ای به فصاحت وبلاغت وعمیقی وهدایت گرانه ایه قران بیاورد.( البته شخصی میتواند به عظمت این مسئله پی ببرد که در مورد ادبیات عرب اشنایی کامل داشته باشد وادباء عرب را بشناسد وانوقت ببیند که چه کسانی با ان همه شهرت علمی در مقابل این ایات زانو به زمین زده اند.) حال اگر این ایات از طرف شخص پیامبر بود هم این طور بود؟ اقرار اندیشمندان به این مسئله همه چیز را به خوبی اشکار میکند. این اعجاز زمانی به اوج خود می رسد که توسط شخصی امی ومکتب نرفته اشکار می شود.ودلیل دیگری بر اسمانی بودن ان است. قرآن برای هدایت بشر: در نوشته هایتان قران را با کتاب بو علی با انیشتین مقایسه کرده بودید. این قیاس اشتباه است. در ایه دوم سوره بقره خداوند می فرماید : (ذالک الکتاب لاریب فیه هدی للمتقین ) یعنی شکی نیست که این کتاب برای هدایت متقین است. خداوند در این ایه هدف از نزول این کتاب را هدایت بشر معرفی میکند. برای اینکه تمام انسانها به سعادت برسند در هررشته وهر زبان وهر فرهنگی باشند اگر بخواهند به سعادت دنیوی واخروی برسند باید به این قانون چنگ بزنند .حال از شما می پرسم اگر کسی کتاب قانون ویا شفای بوعلی را نخواند به سعادت نمی رسد؟ نظریات انیشتین را یا هر محقق دیگر را شاید کسی نقض کند وبا تجربه وعلم خود خلاف انرا اثبات کند ولی فرمایشات الهی را کسی تا الان نتوانسته رد کند بلکه تا قیامت نیز کسی توان انرا نخواهد داشت .چرا که خود قران اعلام کرده که هرکس میتواند چنین کاری کند ، اثر خود را بیاورد. این نشانگر اطمینان از ناتوانی انسان عادی از این معجزه هست. اعجاز قران در زمینه های مختلف است: اعجاز قرآن ازنظر معارف الهی ، از نظرانسجام درمضمون واسلوب ، ازنظرقانونگذاری ، حقایق ثلبت وخلل ناپذیر ، خبر از غیب ، اسرار آفرینش و ... اما مساله جبر : انسان موجودی است مختار ( با اختیار ) یعنی خود راه سعدات را از شقاوت ویا برعکس انتخاب میکند .اگر شیطان انسان را به کارهای زشت فرا میخواند کسی که این کار زشت را انجام می دهد خود انسان است لذا انسان خودش انرا انتخاب میکند ودنبالش میرود وکسی که دنبال کارهای خیر است خود این راه را انتخاب میکند. اگر انسان اختیار نداشته باشد بهشت وجهنم وقیامت دیگر مفهوم نخواهد داشت. اگر کسی بی اختیار گناه کند دیگر معنا ندارد اورا عقاب کنند ویا اگر کسی کار نیکی از روی جبر انجام دهد نیازی به تشویق نخواهد بود. پس انسان با اختیار خیر وشر را انتخاب می کند. ·         فرموده بودید که خود را مسلمان نمی دانید ولی به نظر من شما مسلمانی هستید که کورکورانه اسلام را نمیپذیرد بلکه با شگفتی های ان اشنا شده وشیرینی آنرا میچشد وبا تمام جان ودل انرا قبول می کند. ·         ای کاش همه مثل شما دنبال عقاید خود بودند تا بدانند چه گنجهایی در قران وروایات اسلام نهفته است.    




طبقه بندی: اعتقادی،  علمی،  شبهات، 
برچسب ها: قرآن، دین، جبر،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در جمعه 6 اسفند 1389 توسط جمال