بسمه تعالی

درادامه مطالب گذشته در مورد ارتباط حضرت موسی بادختران حضرت شعیب آیه دیگری را مورد نظر قرارمیدهیم.

خداوند می فرماید: (ناگهان یکی از آندوسراغ او آمد (حضرت موسی )درحالی که بانهایت حیا گام برمی داشت، گفت: (پدرم از تودعوت میکندتا مزد آب دادن راکه برای ما انجام دادی به توبپردازد.) هنگامی که موسی نزد او(شعیب)آمدوسرگذشت خود راشرح داد،(شعیب)گفت: نترس، از قوم ظالم نجات یافتی.     سوره قصص / 25

درمطلب قبل خواندیم که حضرت موسی به دو دختر حضرت شعیب با چه کیفیتی کمک کرد وآنها بسوی خانه خود رهسپار شدندوموسی (ع) به مناجات باخدا مشغول شد.

بعداز اینکه دختران شعیب (ع) ماجرای بیرون را به پدر بازگو کردند، شعیب از انها خواست تا آن جوان را پیش او آورند. برای همین یکی از دختر ها بسوی حضرت موسی رهسپار شد وپیام پدر را به او رسانید.حضرت موسی نیز قبول کرد وبه خانه ایشان رفت ودر مورد ماجراهایی که به سر حضرت موسی آمده بود باهم صحبت کردند.

نکات مهم در این آیه:

1-خانواده حضرت شعیب آنچنان گرم وصمیمی بود که دختران به راحتی جریان ملاقات باحضرت موسی را به پدر خودگفتندوایشان را از چندوچون این دیدار باخبر کردند.(چرا که در برخی خانواده ها دراثر برخی اداب ورسوم غلط وتفکرات غیر دینی فاصله ای عمیق بین والدین وفرزندان وجود دارد.)

2- زمانیکه دختر شعیب بسوی حضرت موسی می آید با حیا وعفت کامل قدم برمیدارد،که خداوند هم از او تعریف میکند. البته منظور ایه از حیا فقط در راه رفتن اونیست بلکه تمام حرکات وسکنات این دختر از روی حیا ونجابت بود.(چون کلمه استحیاء با علی مجرور شده)

3- در دعوت کردن حضرت موسی نمی گوید( از شمامی خواهم به خانه ما بیایید تاپدرم از شما قدر دانی کند ) چراکه در این صورت دعوت از طرف خود دختر می شود واین با حیا منافات دارد بلکه به این صورت می گوید:( پدرم از شما دعوت کرد تا به منزل تشریف بیاوریدتا ....) چون نه دختر به حدکافی از حضرت موسی شناخت داشت ونه حضرت موسی از او.لذا دختر این احتیاط رامیکند که اگراین دعوت از طرف من باشد شاید جوان فکر بدی در موردمن بکند.

4- در روایات آمده که وقتی حضرت موسی با آن دختر راهی شدند ،دختر در جلومی رفت وراهنمایی می کرد .ولی چون زمانیکه پسر پشت سر دختری حرکت می کند احتمال وسوسه شیطان وجود دارد چرا که اندام دختر را از پشت سر میبیند ویا چادر دختر در اثر وزش باد تکان می خورد واحتمال وسوسه شیطان زیاد است لذا حضرت موسی ازآن دختر خواست که در پشت سر حرکت کند وهرکجا لازم به راهنمایی بود بگوید.(حضرت موسی وسوسه نشد بلکه درهای وسوسه را بست)

5-بعد از گفتگو ،حضرت شعیب(ع) به حضرت موسی (ع) فرمود: تو از آسیب های دشمنان در امانی .می بینیم که حضرت موسی در اثر یک کار خیر به آرامش وامنیت رسید.

ادامه در پستهای بعدی...  





داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در چهارشنبه 11 آذر 1388 توسط جمال