سلام . در این پست می خوام از نوع دیگر خواستگاری که در قرآن هم به اون اشاره شده بپردازم واز شما هم می خوام پس از اینکه کاملا مطلب رو گرفتید نظرتون رو بیان کنید:

خداوند در سوره قصص که آیاتی از آن در مطالب قبلی بیان شد می فرماید: (حضرت شعیب به حضرت موسی) گفت: من می خواهم یکی از این دو دخترم را به همسری تو درآورم به این شرط که هشت سال برلی من کار کنی واگرتا ده سال افزایش دهی ، محبتی از ناحیه توست .من نمی خواهم کار نگینی بردوش دوبگذارم.وان شالله مرا از صالحان خواهی یافت.          سوره قصص/ آیه 27

1-همانطوریکه دیدید حضرت شعیب چون وقار وصلابت وایمان حضرت موسی را دید ، خودش پا به جلو گذاشت واز ایشان برای دخترش خواستگاری کرد .این آیه می رساند که اگر پدری دختر دم بخت دارد وجوان مناسبی برای زندگی با دخترش دید میتواند مقدمات خواستگاری وازدواج را خودش فراهم کند .البته اگر به دلایلی خودش نتوانست می تواند از دیگران بخواهد تا خانواده داماد را با خانواده عروس آشنا کنند.

2- در تعیین مهریه حضرت شعیب به داماد سخت نمی گیرد وانتخاب را به عهده داماد میگذارد .

3- چون حضرت موسی از شهر خود فرار کرده بود وهیچ مالی همراه خود نداشت تا با آن مهریه ویا سرمایه برای کاری داشته باشد .برای همین حضرت شعیب مهریه را کار قرار میدهدنه پول .

4- با این مهریه علاوه براینکه حضرت موسی تشکیل خانواده داد صاحب کار هم شد تا بتواند لوازم وضروریات زندگی را فراهم کند.

5- اگر سوال شود که مهریه برای عروس است ولی اینجا برای پدر عروس قرار داده شد ؟ باید گفت که دختران شعیب با او زندگی می کردند وقرار براین بود که حضرت موسی هم در آن خانه زندگی کنند وکاری که حضرت موسی انجام می داد در واقع خیرش برای تمام اعضا خانواده بود که عروس هم جزء آن است .





طبقه بندی: اجتماعی،  اخلاقی، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در یکشنبه 13 دی 1388 توسط جمال